خاطره،اموزش،کامپیوتر.

این سایت برای خاطره و... است و دوست دارم که خوشتان بیاید بیشتر همه جوری مطالب می گذارم ولی خاطره هم داره


  • ۰
  • ۰

اره همین امروز پنج شنبه بود رفته بودم مدرسه کار داشتم واقعا این چیزی ک می گم خیلی خودم رو تکون داد البته جمله معروفی هست ک می گوید ( خودتون رو تکون بدید تا خدا تکونتون نداده ) اره امروز اقا محمد حسین برادر عزیز ما برای دوچزخه سواری همراه با پدر گرامی به بیرون رفته اند ، هر کسی تا به حال سد لتیان را رفته باشد می داند ک یکی از راه هایی ک به ان جا ختم می شود ازسمت سبو بزرگ است خب ما منزلمان سبو کوچک است برای دوچره سواری هم از منزل راه افتاده بودند و رفته بودند به سمت اون سرازیری ایی ک ختم می شود به سد موقعی ک داشتند به طرف اون جا می رفتند ( از دست این شهدار لواسان جناب اقای مداد ابرو ) زحمت کشیده بود اسفالت اون بخش رو خراب کردهبود و قول داده بود ک اشنالله اسفالت جدیدی قرار است جایگزین این یکی شود . حالا کار به این جور مسائل نداریم ولی خب شهدار لواسان را روی حرف هایش نمی توان حساب کرد چون تا همین الان خیلی کار های بی خودی برای این شهر انجام داده است حالا بگذریم به سمت پایین شروع به حرکت کردند ک اقا محمدحسین تعادل خود را از دست داد و با دوچرخه کله کرد و حسابی زخمی شد من وقتی از درسه امدم بیرون و فهمیدم این جوری شده خیلی ناراحت و عصبی شدم از این .



برای این هم این متن رو نوشتم ک انشالله خاطره ایی شود برایش تا چند سال دیگر وقتی این ها را دید و خواند یاد اون زمان بی افتد .


تاریخ 8-7-1395

ساعت این بدبختی 9 و پایان این بدبختی ----  هنوز معلوم نیست انشالله خدا همه را شفا دهد .


اره داداشی به خدا دوستت دارم و از همه ی وجودم دعا می کنم زود تر خوب بشی



  • ۹۵/۰۷/۰۸
  • محمد صادق قنبری

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی