خاطره،اموزش،کامپیوتر.

این سایت برای خاطره و... است و دوست دارم که خوشتان بیاید بیشتر همه جوری مطالب می گذارم ولی خاطره هم داره


  • ۰
  • ۰

دیروز رفته بودم بعد از حوزه - شرکت بابا چون - خب من معمولا در طول روز هایی ک حوزه هستم ، می رم شرکت یا روز های روز دوشنه می رم به خانواده یه سری می زنم ک دلم تنگ نشه - خب ادم یه ابجی موچول داشته باشه دوری ازش خیلی خیلی سخته . 

خب ما تازه یه چند روزی بود ک من یه موبایل جدید و جدا خریده بودم و خب به جز این ک یه موبیال ویندوزی دارم ولی خب یه دونه اندرویدی هم می خرم . خب پدر کارشون همه می دونن ( کامپیوتر است ) مهندس کامپیوتر - و در نصب کردن گلس روی موبایل و... تخصص خاصی دارند . گفتم بیایین این رو براش یه دونه نصب کنید - حالا تمیز کردیم - زدیم روش - کندن برگه دوم رو - بعد موبایل رو دادند به من گفتند : بیا ببین هیچ کسی نمی تونه مثل من گلس نصب کنه 

خدایی من 2 ساعت تو کف نصب این بودم ولی خب تهش فهمیدم اصلا نصب نکرده ان - من خر شدم این وسط 

اومدم گفتم : بابا - اصلا نزدید روش ک - دیدند ، گفتند اره نصب نکرده ، کلی دنبالش کردیم و پیدا کردم - دیدم روی زمین افتاده - بعد - گفتد اون رو بده به من من خودم می زنم ، گفتم بابا جان دیگ نمیشه - گفتند تو حرف نزن ببین می خودم برات نصب می کنم - نصب کردند در حد بنز - اصلا مثل روز اولش - هیچ فرقی نمی کرد . 



خلاصه این قدر اون روز برای این ماجرا من و بابا خندیدیم ک دلمون درد گرفت . هیچی دیگ . اینم یه دونه از داستان های منو بابام . 


دوست دارم تا وقتی این مرد پیش ما هست بتونم با هم از این داستان و ... مثل این ها با هم داشته باشیم . 


التماس دعا یاعلی .  ( به اینستا من هم سر بزنید : negah.sadegh@)



1396/05/9



نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی