خاطره،اموزش،کامپیوتر.

این سایت برای خاطره و... است و دوست دارم که خوشتان بیاید بیشتر همه جوری مطالب می گذارم ولی خاطره هم داره


۵ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

شهید بی نشون

انا لله و انا الیه راجعون.
امروز مراسم تشیع 3 شهید گمنام در محله مجیدیه بود،این 3 شهید مال عملیات کربلای 4 بودند.
دیروز ساعت 18 وداع با ان شهیدان خدایی بود و امروز مراسم تشیع شهدا بود.
الان که می بینید کشور ایران ارام است بخاطره همین ادم هایی است که رفته اند و جان هایشان را فدای روح ا... و دین اسلام کرده اند.
این تیکه ایی از حرف های مقام معظم رهبری است که درباره اسرائیل می گویند:اسرائیل بدان که 25 سال دیگر ،دیگه هیچ اثری از تو نخواهد ماند
چند سال پیش یکی از روزنامه نگار های امریکایی رفته بود تهران و رفتته بود به بهشت زهرا.
وقتی برگشت امریکا تیتر اول روزنامه ی خود نوشته بود :امریکا و اسرائیل هیچ غلطی نمی توانند بکنند و هیچ وقت نمی توانند به ایران حمله کنند چون ایران شهدایی دارد که با خونشان از کشور دفاع کردند و امریکا هیچ یک از این ها را ندارد.

من جزء دسته خانواده های شهید هستم.
این شهدا با خون هایی که در رگ هایشان جریان داشت دفاع کردند از کشور و میهنشان و الان شما ها دارید در ارامش زندگی می کنید مدیون این شهدا هستید.
قرائت کنید یک حمد و سوره و بفرستید برای شهدای گران قدر اسلام.
  • محمد صادق قنبری
  • ۰
  • ۰

خواص انگشتر عقیق

 حضرت فاطمه زهرا(ع) می فرمایند: از پیامبر خدا(ص) آمده است (کسى که انگشتر عقیق به دست کند، همیشه خیر می بیند).

در روایتی از پیامبر (ص) نقل شده است: کسی که انگشتر عقیق به دست کند حوایجش برآورده میشود.

 همچنین در روایتی از آن حضرت آمده است انگشتر عقیق به دست کنید چون مادامی که در دست است غمی به دارنده آن نمی رسد.

امام صادق(ع): هر که انگشتر فیروزه در دست کند دستش فقیر نشود.
 
شخصی به امام رضا (ع) از نداشتن فرزند شمایت می کند حضرت میفرماید انگشتر از فیروزه بگیر و بر آن بنویس «رب لا تذرنی فردا وانت خیر الوارثین » .



  • محمد صادق قنبری
  • ۰
  • ۰

پیشنهاد

سلام

دوست دارم نظری به شما بدهم

هر روز در دنیا دارد اتفاق هایی می افتد،هر روز وسایل جدیدی می اید و ما دوست داریم ان ها را داشته باشیم

و هر مدلی که می اید  دوست داریم ان را بخریم

و هر کس این حس را نداشته باشد فکر کنم مریض است

هر انسانی دوست دارد وسیله هایی که هر روز مدل های جدید ان می اید بخرد و دوست دارد بروز باشد

خب من می خواهم به شما پیشنهادی دهم

الان من عاشق ویندوز فون هستم ، هم چنین یک لب تابی دارم که ان را سال دوم راهنمایی خریده ام

خرید های من از سایت (دیجی کالا) خیلی زیاد است و من در خانواده ام کسی هستم که خیلی زیاد از این سایت خرید می کنم.

در چند روز پیش به این فکر افتادم که لب تاب و تبلتم را بفروشم و سرفیس مایکروسافت را بخرم.

خب محصولات مایکروسافت عالی هستند

بعد قیمت ان را هم دیدم ، مشکلی برای پول اش نداشتم ولی می دونستم این کار اصراف است و الکی دارم 2 تا وسیله را می دهم و یک وسیله ی بسیار گران قیمت می خرم.

من سال سوم راهنمایی یک عدد لومیا 520 خریدم و خیلی از ان خوشم می امد 

که یک روز برایش اتفاقی افتاد و ان شکست

پدرم لومیا 630 داشتند و ان را دادند به من و من ان را تا سال اول دبیرستان و تا موقعی که اعتکاف بود ان را داشتم که در همان اعتکاف موبایلم افتاد اخل اب و سوخت

و تا همین 3 ماه پیش من موبایل نداشتم

و الان من لومیا 640 xl دارم

می خواهم به شما بگویم که اصراف کردن کار خوبی نیست و ما هر چه داریم باید از ان حفاظت کنیم و ان را تا وقتی که کامل از بین نرفته داشته باشیم و از ان استفاده کنیم .

امیدوارم به شما کمکی کرده باشم.

  • محمد صادق قنبری
  • ۱
  • ۰

خاطره سفر شمال

سلاماز چهار شنبه هفته پیش تا جمعه سفری به شمال داشتیم

ما در شمال در قسمت چلندر ویلایی داریم و هر بار با کسی و یا تنها می رویم ،به ان جا می رویم

چلندر بین نور و نوشهر است،در این سفر با خانواده ی خاله ام و شوهر دختر خاله ام رفتیم

در این سفر من تازه برای اوین بار داماد را دیده بودم که اسمشان اقا داود بود 

ایشان کشتی کار بودند ، در روز اولی رسیدیم نزدیک نماز ظهر بود

نهار گرفتیم و بردیم با هم بخوریم ام ، در تاریخ:17 تا 94/6/20 رفتیم ان سفر را و به همگی خیلی خوش گذشت

بعد از نهار استراحت کردیم و قرار شد برویم دریا که این کار را کردیم ، پدرم به یکی از دوستانشان که هر دفعه می رفتیم دریای او زنگ زدیم ولی او گفت که الان دارند ان جا را اسفالت می کنند و برای همین نمی توانید بروید ان جا،این اقا ناخدا است و ما به دریای نیروری دریایی می رفتیم .

در ان روز پدرم به یکی از دوستان اش تماس گرفت و گفت دریایی می خواهم که برویم ان جا و بچه ها بازی کنند

یک جا را گفت و نظری که خودش داد گفت که جایی تمیزی است خلوت

ما هم قبول کردیم رفتیم ان جا که یکی از دوستان پدرم تماس گرفتند و گفتند ما هم می خواهیم بیاییم شما کدام دریا هستید و ما هم ادرس را دادیم

من با برادر هایم و اقا داود و دختر خاله هایمان رفتیم دریا خیلی خوش گذشت

تا اینکه این دوستان پدرم از راه رسیدند و گفتند ما قایق اورده ایم و می خواهیم قایق سواری بکنیم

 ان ها با تمام امید شروع به با کردن ان کردند تازه به جز پارو موتور و باتری هم داشت ،ما هی به ان ها می خندیدیم و می گفتم نمی توانید با ان حتی تا وسط دریا بروید

و همین طور هم شد ما ایستاده بودیم کنار ساحل و هی می خندیدیم

و مسخره می کردیم ان ها را،ان ها هم می افتادند توی اب که اخر سر تصمیم گرفتند که تمام کنند این کار الکی را و بیاید مثل همگی از این اب هوا استفاده کنند و ما هم فرصت را غنیمت شماردیم و تخمه می خوردیم و می خندیدیم

حدودا ساعت 6 از ان جا راه افتادیم و تا  ساعت 8 حمام می کردیم و اماده می شدیم

بعد از شام که خوردیم شروع کردیم به بازی فکری (پایاپای) که خیلی بازی جذابی است

و تا ساعت 1 بازی کردیم و رفتیم خوابیدیم چون صبح قرار بود برویم ابشاری که در پشت خانه ما بود

صبح وقتی نماز را خواندیم خوابیدیم و ساعت 9 پاشدیم و صبحانه خوردیم قرار شد بعد از نهار به ابشار برویم 

در ان زمان خالی 2 تا کیک پختیم 1:کاکائویی -2:وانیلی 

که هر دو را به کمک یکی از دختر خاله هایم درست کردند مادرم

نهار قورمه سبزی بودکه خیلی هم خوش مزه شده بود

ان را با کمک همه درست کردیم البته به جزه شوهر خاله ام و شوهر دختر خالم و همچنین پدر

ولی من بودم و برادر هایم با اقا داود بازی می کردند پدرم داشتند شیشه ها را پپاک می کردند 

و شوخر خاله ام خواب بودند همچنین اقا داود داشتند با م حسین و م جواد کشتی می گرفتند

وقتی نهار را خوردیم برای رفتن به ابشار اماده شدیم

و با ماشین پردم تا ان جا رفتیم در همه جای مسیر من با موبایلم عکس می گرفتم

که تا نزدیکی ابشار رفتیم که من نظر دادم برگردیم چون دارد هوا تاریک می شود و ان ها هم قبول کردند

و با هم برگشتیم وقتی حمام رفتیم و اماده شدیم برای کیک خوردن 

که کیک را با هم خوردیم و خلی چسبید بعصی ها با شیر خوردند و بعضی ها هم با چای

بعد از ان خاله ام پرسید کیا شام می خورند و همه نظرشان مثبت بود

ما تا وقتی که می خواست شام اماده شود بازی های مختلف کردیم اتلو

بعد هم رفتیم و یک بازی خیلی قشنگ را در موبایل با هم بازی کردیم و شروع کردیم به رکورد زدن

بعد از این که بازی کردیم قرار شده بود که فردا اش صبح بعد از نماز حرکت کنیم و این جوری هم شد

خاله ام اینا زود تر از ما راه افتادند چون کار دااشتند

ما هم راه افتادیم و نزدیک اذان ظهر به شرکت پدرم رسیدیم

بعد از نماز نهار خوردیم و بعد از ان من شروع کردن به انجام کار هایی که داشتم



این بود خاطره ی سفر شمال با خاله (م ص و ه)و اقا داود در این سفر و سفر های قبلی به ما خیلی خوش گذشت دوست دارم باز هم همین طور باشد


17 تا 94/6/20 تابستان سال 1394 -سفر شمال.



  • محمد صادق قنبری
  • ۰
  • ۰

linux

سلام دوستان

می خواهم به شما یک پیشنهاد کوچکی دهم

در تمام دنیا نزدیک به 80/000000 m نفر در جهان دارند از ویندوز استفاده می کنند و تعداد کمی دارند با لینوکس و... کار انجام  می دهند

من می خواهم نظر شما را در این باره عوض کنم.

لینوکس یک سیستم عاملی است که اوپن سورس است به معنی این که:کد های ان باز است و قابل دسترسی به ان است ولی ویندزو این امکان را ندارد ممکن است در بعضی اوقات در سایت هایی کد هایی برای ویندوز دستگاه خود پیدا کنید اما این کد ها واقعا ان کد هایی نیستند که خود مایکروسافت داده است

به گفته مایکروسافت نباید کد ها دست مردم باشد ممکن است با ان کار های ضد ما انجام دهند

من به شما پیشنهاد می کنم یا لینوکس و یا سیستم عامل بومی قاصدک از سایت www.ghasedak.com

دانلود کنید و از ان استفاده درست و کامل را کنید


  • محمد صادق قنبری