خاطره،اموزش،کامپیوتر.

این سایت برای خاطره و... است و دوست دارم که خوشتان بیاید بیشتر همه جوری مطالب می گذارم ولی خاطره هم داره


۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

چند روزی هست ک از شهادت این فرد بزرگوار می گذرد - منظورم شهید محسن حججی هست ، یعنی مرد به این فرد می گویند خیلی مرد بود ک اصلا بدون این ک خم به ابرو خود بیاورد سر خود را تقدیم کرد و اصلا چیزی نگفت - من یا هر کسی در اون لحظه بود می ترسید شدید . 

حالا این ها را می گذریم ازش - می خواهیم درباره چیز های بزرگ تر حرف بزنیم از وقتی ک شهید شده همه جا پر از عکس این شهید شده ، مردی عشق حسین رو داشته و دوست داشته خدا در این سفر او را بخرد - اره راست می گفت : اگه خدا بخواهد کسی رو بخره ، می خره ، خیلی دوست داشت پیش خدا و امام حسین رو سفید بشه ، او برای ما رفت برای دفاع از ایران و رهبر عزیزمون حضرت اقا ، او رفت ک شاید بعضی ها ک دارند راه کج می روند متوجه بشند ، رفت تا شاید بتونه خدمتی به حضرت زینب کرده باشه ، رفت تا ک از این جامعه دور باشه و به خدا نزدیک تر ، رفت ک بگه به همه با (#سلفی_حقارت ) کسی نمی تونه به کشور و به مردم خود خدمت کنه ، رفت اره رفت و رفت و رفت ... ولی اسمش هنوز روی لبان مردم هست مردم او را به عنوان خادم الحسین می شناسند ( خادم فاطمه الزهرا _ خادم الحسین ) چیزی ندارم بگم ، چون خودم گناه کار هستم ولی دلم خیلی می خواست اگر می شد یکبار هم این مرد برای من دعا کنه ک شاید به راهی ک او رفت ما هم برویم ، او رو خدا از اول انتخاب کرده بود - اون رو امام حسین انتخاب کرده بود او را حضرت زینب انتخاب کرده بود . _ به قران قسم چیزی ندارم بگم دارم از ته دلم این ها را می گم ، دوست دارم این نامه را برسونم به دست اقا محسن حججی .


اقا محسن فردا عازم کربلا هستم ، همون جایی ک الان شما هستی ، راهی سامرا و کاظمین هستم ، راهی شهر اقامون ک بی سر هست ، راهی شهری ک شهدای بسیاری دارد ک مثل شما پاک بودند و دوست دارشتند مثل حسین بی سر بشن ، اره تو هم از سرت گذشتی و رفتی پیش حسین . 


اقا محسن برام دعا کن برای این مردم ک فکر می کنی شاید یه درصد برگردن دعا کن شاید به کاری هایی ک کردن ابروی ما رو بردن متوجه بشن و برگردن ( #سلفی_حقارت ) . 


اقا محسن یه سوال حالا کی برای پسرت لالایی می خونه ؟ ، کی به پسرت کمک می کنه ک راه بره ؟

ممکنه ما هم بشیم مدافع حرم - دعا می کنی برای ما هم ک شاید بتونیم مدافع حرم بشیم . 

پسرت یه روز بزرگ میشه و یه پهلون میشه - قد می کشه بزرگ میشه و یه روزی هم مثل باباش شهید عشق و خون میشه . 


حالا دیگ به همه ثابت کردی که با ( #سلفی_حقارت ) نمی تونن دنیا رو اداره کنن و نمی تونن دست دشمن رو از این کشور کوتاه کنن . 





اقا محسن ، حالا شدی دیگ داداش حسین دیگ _ ( محسن - م = حسن ) . خیلی برای ما دعا کن . یاعلی .




خدایا این نامه را با تمام عشق تقدیم می کنم به این شهید مدافع حرم : اقا محسن حججی .


 ( این نامه رو #محسن باید بخونه . ) 


:)               :)                  :)

  • محمد صادق قنبری
  • ۰
  • ۰

حوزه

سلام 

حدودا 1 ماه پیش بود ک ما قرار شد بریم حوزه - اون دوره ، دوره تسبیط بود ک هر کسی در این دوره ی 1 ماهه قیول می شد می تونست از سال تحصیلی بیاید سر کلاس ها . یعنی هنوز اون روز ها رو یادم هست ک روز هایی ک تازه اومده بودم ، یعنی بعد از گذشت یک روز گفتم : دیگ دوست ندارم من بیام حوزه اصلا با روح و روان من سازگار نیست ، خب طی این مدت همیشه باید اون جا شب ها می موندیم ، ولی خب جناب اقای افتخاری یک چند تا لطف بزرگ کرده اند برای من ک خیلی ممنون ایشون هستم . اگر بدونید - جوزه مثل دانشگاه هست و یه چند پله بالا تر از اون - یعنی در این شرایط و در این جامعه تو اگر بروی حوزه بیشتر از نظر دینی و ... بیشتر رشد می کنی ، یعنی دین و ایمان ات در این شرایط حفظ میشه و خیلی چیز ها در این راه برای تو اتفاق می افتد . حلاصه سرتون رو درد نیارم 

یهنی بعد از گذشت 3 هفته با من سعی کردم با بچه های پایه های بالاتر رفیق بشم از 2 تا 5 - یعنی الان همه اون ها دنبال من هستند تا این ک من دنیال ان ها باشم . 

یعنی این قدر این رفاقت شیرین هست ک تا اون روزی ک این رو احساس نکرده بودم - فکر می کردم خیلی چیز بدی هست و اصلا این برای من نیست و...


تا اون روز ک وقتی رفته بودم ( دوره میثاق طلبگی ) فهمیدم ک ، این انتخاب خدا بوده ک من اومده ام این جا ، خدا این راه رو خودش برای من انتخاب کرده و من بین 80 میلیون نفر ادم انتخاب شدم . 

اصلا باورم نمی شد - اول فکر می کردم همین جوری پای من به این جا باز شده ولی بعد از این فهمیدم خدا این قدر من رو دوست داره ک حتی با این همه بدی هایی ک کرده ام باز به من کفته این ها اشکال نداره تو بیا برو درس پیامبران و ... رو بخون و تو در این شرایط رشد هایی رو می کنی ک بقیه نمی تونن بکنن . 


دوستان من ، عزیزان دل من 


به خدا وقتی از این شرایط برای شما ها پیش میاد ، دو دستی بچسبید بهش و ولش نکنید - این ها برای کسانی ک دنبال اش هستند خیلی کم پیش می اید ولی خدا این رو برای شما مقدر ساخته . 


پس بدونید ک اون کسی ک اون بالا بالا ها نشسته یه چیزی می دونه ک تو رو در این راه قرار داده - حتی الانم قبول شدن من دست خدا هست و انشالله با دعا شما و بقیه قبول بشم - التماس دعا دارم از همتون . 



یاعلی


  • محمد صادق قنبری
  • ۰
  • ۰

دیروز رفته بودم بعد از حوزه - شرکت بابا چون - خب من معمولا در طول روز هایی ک حوزه هستم ، می رم شرکت یا روز های روز دوشنه می رم به خانواده یه سری می زنم ک دلم تنگ نشه - خب ادم یه ابجی موچول داشته باشه دوری ازش خیلی خیلی سخته . 

خب ما تازه یه چند روزی بود ک من یه موبایل جدید و جدا خریده بودم و خب به جز این ک یه موبیال ویندوزی دارم ولی خب یه دونه اندرویدی هم می خرم . خب پدر کارشون همه می دونن ( کامپیوتر است ) مهندس کامپیوتر - و در نصب کردن گلس روی موبایل و... تخصص خاصی دارند . گفتم بیایین این رو براش یه دونه نصب کنید - حالا تمیز کردیم - زدیم روش - کندن برگه دوم رو - بعد موبایل رو دادند به من گفتند : بیا ببین هیچ کسی نمی تونه مثل من گلس نصب کنه 

خدایی من 2 ساعت تو کف نصب این بودم ولی خب تهش فهمیدم اصلا نصب نکرده ان - من خر شدم این وسط 

اومدم گفتم : بابا - اصلا نزدید روش ک - دیدند ، گفتند اره نصب نکرده ، کلی دنبالش کردیم و پیدا کردم - دیدم روی زمین افتاده - بعد - گفتد اون رو بده به من من خودم می زنم ، گفتم بابا جان دیگ نمیشه - گفتند تو حرف نزن ببین می خودم برات نصب می کنم - نصب کردند در حد بنز - اصلا مثل روز اولش - هیچ فرقی نمی کرد . 



خلاصه این قدر اون روز برای این ماجرا من و بابا خندیدیم ک دلمون درد گرفت . هیچی دیگ . اینم یه دونه از داستان های منو بابام . 


دوست دارم تا وقتی این مرد پیش ما هست بتونم با هم از این داستان و ... مثل این ها با هم داشته باشیم . 


التماس دعا یاعلی .  ( به اینستا من هم سر بزنید : negah.sadegh@)



1396/05/9



  • محمد صادق قنبری